![]() |
![]() |
|
| i love you |
|
نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 12:35 توسط nakhoda |
|
|
سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستش |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 20:27 توسط nakhoda |
|
|
سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا برجاست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 12:33 توسط nakhoda |
|
|
اشــك عــاشق
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 19:9 توسط nakhoda |
|
|
دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هواي تو را کرده.
خودکارم را از ابر پر مي کنم و برايت از باران مي نويسم. به ياد شبي مي افتم که تو را ميان شمع ها ديدم. دوباره مي خواهم به سوي تو بيايم.تو را کجا مي توان ديد؟ در آواز شب اويز هاي عاشق؟ در چشمان يک عاشق مضطرب؟ در سلام کودکي که تازه واژه را آموخته؟ دلم مي خواهد وقتي باغها بيدارند،براي تو نامه بنويسم. و تو نامه هايم را بخواني و جواب آنها را به نشاني همه ي غريبان جهان بفرستي. اي کاش مي توانستم تنهاييم را براي تو معنا کنم و از گوشه هاي افق برايت آواز کاش مي توانستم هميشه از تو بنويسم. مي ترسم روزي نتوانم بنويسم و دفترهايم خالي بمانند و حرفهاي ناگفته ام هرگز به مي ترسم نتوانم بنويسم و کسي ادامه ي سرود قلبم را نشنود. مي ترسم نتوانم بنويسم وآخرين نامه ام در سکوتي محض بميرد وتازه ترين شعرم به تو دوباره شب،دوباره طپش اين دل بي قرارم. دوباره سايه ي حرف هاي تو که روي ديوار روبرو مي افتد. دلم مي خواهد همه ي ديوارها پنجره شوند و من تو را ميان چشمهايم بنشانم. دوباره شب ،دوباره تنهايي و دوباره خودکاري که با همه ي ابر هاي عالم پر نمي شود. دوباره شب،دوباره ياد تو که اين دل بي قرار را بيدار نگه داشته. دوباره شب،دوباره تنهايي،دوباره سکوت،دوباره من و يک دنيا خاطره... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 22:8 توسط nakhoda |
|
|
سلام به دوستان گلم
هر کس مایله می تونه در تالار گفتگو شرکت کنه که مایه افتخار بنده هست www.eshgholane.irbb.ir |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 23:25 توسط nakhoda |
|
|
اگه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 17:44 توسط nakhoda |
|
|
نام تو رو آورده ام دارم عبادت میکنم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 17:41 توسط nakhoda |
|
|
به روی گونه تابیدی و رفتی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 0:25 توسط nakhoda |
|
|
من میگم بهم نگاه کن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 16:5 توسط nakhoda |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
خوش آمديد من آرمان هستم از بوشهر lovley_boy_m با اين ايدي مي توانيد با من در ارتباط باشين اميدوارم از وبلاگم خوشتون بياد
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 فروردین 1388 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
دنياي موبايل مطالب عاشقانه |
| نویسندگان |
|
nakhoda nakhoda1 |
|
RSS
|